عضویت در کانال تلگرام سایت

عضویت در خبرنامه

آدرس ایمیل خود را وارد کنید

Delivered by FeedBurner

مجموعه ای از گالری ها

284 بازدید

آفتابگردون|23 خرداد 94

مجله آفتابگردون

مجله آفتابگردون

حرف اول

“نیایشی از حضرت مهدی(عج)”

پروردگارا

به ما توفیق فرمانبرداری،دوری از گناه و نافرمانی،پاکی نیت و شناخت ارزش ها عنایت کن.

ما را به هدایت و پایداری در راه حق گرامی دار.

زبان های ما را به راست گویی و شایسته گویی گویا ساز .

دل هایمان را از علم و معرفت لبریز کن.

دست های ما را از ستم بازدار.

…و چشم های ما را از گناه و خیانت و گوش های ما را از شنیدن سخنان بیهوده و غیبت نگاه دار.

ماخذ:صحیفه المهدی

کسی که…

کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید،دلال است.

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد ،گداست.

کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد،قاضی است.

کسی که جز راست چیزی نمی گوید ،بچه است.

کسی که به خودش هم دروغ می گوید،متکبر و خود پسند است.

کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.

فروش بهشت

درویش هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد.

در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد.

پاکی و طراوت آب ،غصه هایش را می شست .

اگر بیکار بود همان جا می نشست و مثل بچه ها گل بازی می کرد.

آن روز هم داشت با گل های کنار رودخانه،خانه ی ساخت.

جلوی خانه باغچه ای درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد .

همسر حاکم با یکی از از خدمتکارانش به طرف او آمد.

به کارش ادامه داد.همسر حاکم بلای سرش ایستادو گفت:

چه می سازی؟

درویش با لحنی جدی گفت :

بهشت می سازم.

همسر حاکم که می دانست او مزاح می کند،گفت:

آن را می فروشی؟!

گفت:می فروشم

قیمت آن چقدر است؟

…گفت صد سکه.

همسر حاکم:من آن را می خرم.

درویش صد سکه را گرفت و گفت:

این بهشت مال تو،قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

درویش در بین راه به هر فقیری می رسید یک سکه به او داد.

وقتی تمام سکه ها را صدقه داد.

با خیال راحت به خانه برگشت.

همسر حاکم همان شب ،در خواب،وارد باغ بزرگ و زیبایی شد.

در میان باغ،قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ نزئین شده بود.

گل های باغ ،عطر عجیبی داشتند .

کنیزی،ورقی طلایی رنگ به همسر حاکم داد و گفت:این قباله همان بهشتی است که از درویش خریدی.

وقتی همسر حاکم بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای حاکم تعریف کرد.

صبح زود،حاکم یکی از خدمتکارانش را به دنبال درویش فرستاد وقتی درویش به قصر آمد.

حاکم به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد.

بعد صد سکه به درویش داد و گفت:

یکی از همان بهشت هایی را که به همسرم فروختی به من هم بفروش.

درویش ،سکه ها را به حاکم پس داد و گفت:

به تو نمی فروشم حتی اگر هزار سکه هم بدهی،نمی فروشم.

حاکم ناراحت شد و پرسید:چرا؟

درویش گفت همسرت آن بهشت را ندیده خرید.

اما تو می دانی و می خواهی بخری،من به تو نمی فروشم!

این عادت های خطرناک

یکی از مهم ترین عواملی که هرگز به چشم نمی آیند و مانند سد محکم و آهنین مانع پیشرفت ما در غرصه های مختلف زندگی می شوند،عادت های ناپسندی است که ما به آنها گرفتار شده ایم و تا راهی برای رهایی از آنها پیدا نکنیم .

نمی توانیم زندگی خود را تغییر بدهیم و شاهد یک زندگی لذت بخش در دنیا باشیم.

در این مقاله به برخی از عادت های ناپسند اشاره می کنیم تا با حذف کردن آنها تغییرات ملموسی را در زندگی خود احساس کنیم.

۱-گوش دادن مداوم به موسیقی

یکی از عاد هایی که امروزه در بین افراد کاملا مشهود است،گوش دادن به موسیقی به نحوی که برخی از افراد اکثر اوقات خود را به این امر اختصاص می دهند و گاهی با گوش دادن به موسیقی با صدای بلند آسیب های جسمانی فراوانی را برای خود به وجود می آورند که این مسئله را می توان به عنوان یک عادت ناپسند معرفی کرد.

۲-پرخوابی

خوابیدن بیش از ۷ ساعت در شبانه روز آثار جسمی و روحی بدی را در زندگی شما به دنبال خواهد داشت که متاسفانه این مساله به نوان ییک از عادت های ناپسند در بین برخی از افراد مشاهده می گردد.

۳-بد زبانی

برخی آن قدر از الفاظ زشت و ناپسند استفاده کرده اند که این مساله به عنوان یک عادت برای آنها تبدیل شده است و همیشه و همه جا از این الفاظ استفاده می کنندو به سبب همین عادت ناپسند مورد ملامت و نکوهش اطافیان قرار می گیرند.

۴-عادت به انجام گناه در خلوت

برخی از افراد جامعه چهره موجهی دارند اما در خلوت و نهان خود عادت های ناپسندی دارند و به انجام برخی از گناهان خو گرفته اند که این مساله می تواند روزی موفقیت و آبروی آنان را با خطرات مهمی مواجه کند.

۵-عادت به دروغ گویی

دروغ گویی که در آیات و روایات اسلامی به شدت از آن نهی شده است ضرر های قابل توجهی را برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت که از  جمله ضرر های مادی که زندگی افرادی که به این گناه بزرگ عادت کرده اند را تهدید می کند.

فقر و بیچارگی در دنیا است

خنده دور همی

من تعجب می کنم …چیزی که با دعوا حل میشه چرا این قدر در موردش حرف می زنن؟!!!

بعضی شبا که خوابم نمی بره..یه جوری که مغزم بشنوه می گم :خوب!

برم یه کتابی بیارم بخونم…

هیچی دیگه،اصلا ببیهوش می شم!!!

طرف می گفت دوست دارم بچه ام پسر باشد که نسل بابام باقی بمونه!انگار باباش ببر مازندرانه…

کشیدن ترمز دستی قبل از دعوا تو خیابون،قدرتی به آدم میده که فنون معبد شائولین در چین یه همچین قدرتی رو نمیده!

شوخی پسرا

اولی:من ترمز ماشینش رو می برم،یه کم دور هم بخندیم!

دومی:حل دادا!

شوخی دخترا :

اولی م مدادش رو بر می دارم،تو نگو دست منه!

دومی:وااای عجب هیجانی،باشه عزیزم ولی ممکنه ناراحت بشه.

رفتم شیرینی بخرم،به شیرین فروش می گم :ای شیرین کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟

می گه :شما شیرین ناپلئونی می خرید لای هر کدوم ناپلئونه؟تا حالا این قدر قانع نشده بودم توی زندگیم!

منبع پیام نمای شبکه دو صفحه۵۷۰

برچسب ها

متاسفیم. نظرات بسته است.

تبلیغات متنی

بایگانی

دسته‌ها

امتیاز میدهید ؟